تبلیغات
تبلیغات ✿زندگی به روایت دخترک شهریوری✿
میام اما نمیدونم کی

می آیم! اما کی نمی دانم!

سلام همه دوستای گلم ببخشید که به همتون سرتزدم وازتون خداحافظی نکردم

ان شاءالله با انرژی مثبت برمیگردم وبهترین خبرها رو ازتون میشنوم 

 ابجی بهارم ،ابجی سارینا،داداش روزمرگی،داداش آرش،داداشی(زندگیمون قصه نبود ونیست)و

ابجی گلم عزیز دلم مامان امیر علی جون  همیشه شرمنده لطف ومحبتتون هستم

وتشکر ویژه از اقا رضا که بعد از اینکه وب یک سالم از بین رفت 

ایده ی ساخت وب رو تو میهن بلاگ دادن همیشه لطف داشتن

برای همگی تون بهترین ها رو ارزو میکنم

دوستون دارم تا ابد

فعلا خدانگه دار

[ چهارشنبه 7 مهر 1395 ] [ 01:42 ب.ظ ] [ ♥رَهـــــــآ♥ ] [ نظرات () ]
جواب کنکور


دختری در کنکور شرکت کرد

تستهارا زد به وصال وقت بعد

حال رسیدجواب ان برگ سفید

در شهری دگر بخت او رسید

کمی در فکروذکر شد غوطه ور

وضع او چیست در شهر دگر ؟

بعد دانشگاه او کند چه کار؟؟

با تمام مشکلات و کار و بار؟؟

او نوفق میشود در مغض کار

با محیط کار چطور اید کنار؟!

در میان این همه نامرد شوم

مردکجا دیدم دراین مرزوبوم؟!

از نگاه گل چه می فهمد خار

یک دختر غریب و بیکسوکار

مردان دلخوش شهوت پرست

میتواند اعتماد کند به دست؟

از درون خانه بی نور و کور

دختر را چه به عظمای قطور؟

کمی در افکارخویشتن چال شد

دل برید از کاغذ و بیخیال شد

شعر : آرمین خدادادی

[ دوشنبه 29 شهریور 1395 ] [ 12:06 ب.ظ ] [ ♥رَهـــــــآ♥ ] [ نظرات () ]
تولدم+تغییر عنوان وبم
عکس و تصویر تولدم مبارک هرچند کسی یادش نموند...
از همین جا ،تولدماین روز فرخنده وبا شکوه رو به شما وخودم 
وتمامی مردم جهان تبریک عرض میکنم
دوستای گلم لطف کنید عنوان وبمو به عنوان قبلیم تغییر بدین(زندگی به روایت دخترک 
شهریوری) مرسی

[ جمعه 5 شهریور 1395 ] [ 12:59 ب.ظ ] [ ♥رَهـــــــآ♥ ] [ نظرات () ]
نامه رسان شهر شما چون کبوتر است.

کبوتر حرم

 

نامه رسان شهر شما چون کبوتر است

این نامه از پری که ندارم سبک تر است

 

اول سلام و عرض ادب عرض احترام

عشق و ارادتم به شما حرف آخر است

 

با یاد تو پرنده شد این دل, امام مهر

"جسمم میان جمع و دلم جای دیگر است  "

 

بین هزار نامه...به نامم رسیده ای

از بس دل رحیم شما مهر پرور است

 

آرامشی که در دل من از نگاه توست

با عطر یاسهای بهشتی برابر است

 

نامه رسان نشسته کنار ضریح تو

چشمم به گنبد است،نگو بار آخر است

 

 

نغمه مستشارنظامی

[ شنبه 23 مرداد 1395 ] [ 03:13 ب.ظ ] [ ♥رَهـــــــآ♥ ] [ نظرات () ]
سلام دوستان
سلام  به دوستای خوبم
ممنون بابت حضور همیشگیتون همیشه شرمنده لطف ومحبتتون هستم شرمنده بابت اینکه کم فرصت میکنم بیام وب  واین باعث میشه کم بهتون سر بزنم .
یکی از دوستان قدیمی (داداش روزمرگی )لطف کردن منو به سرگرمی دعوت کردن تو این پستم میخوام تو این سرگرمی شرکت کنم

کتاب:
کتاب های ادبی وتاریخی 
مثل دیوان شعر سهراب سپهری،
 قیصر امین پور فروغ فرخ زاد وخود زنی امید صباغ نو
کتابای تاریخیم:کتابای استاد  زرین کوب ( تاریخ در ترازوشونو ۵-۶ بار خوندم ) استاد شیرین بیانی ،استاد شعبانی،کتابای اقای حسن پیرنیا( انصافا کتابای این اساتید خیلی خوب خوندم
اهنگ ها:
منو ببخش زنده یاد ناصر عبداللهی نوستالژی دوره ی مدرسه م  منو ودوستم عاشق این اهنگ بودیمو وهستیم  وقتیدوستم دانشگاه زنجان قبول شد هر بار که میومد می رفتیم تفریح وگردش گوش میکردیم الانم هردومون واقعن خیلی این اهنگو دوس داریم
اهنگای عشق ی طرفه،بغض، باید کاری کنی زنده یاد مرتضی پاشایی
ماه پیشونی محسن چاووشی
عشق چیز عجیبیه جدا کامران وهومن
درحسرت ماه،باران تویی،اشوبم،مرا به خاطرت نگه دار چارتار
خوشبختی و ستاره بارون میثم ابراهیمی

فیلم 
خیلی اهل فیلم نیستم 
کم پیش میاد  ی فیلمو‌کامل ببینم اماسه فیلم اول مورد علاقمو چند بار دیدم تنها فیلمایی بودن که واقعا چن ماه منو تحت تاثیر قرار دادن
i miis you 
The snow queen 
 Stairway to heaven 
نهنگ عنبر    همش خندیدمم
هیس دختر ها فریاد نمیزنن

بازی:
 بازی؟؟؟ اصلا علاقه ندارم 

شعر:
اشعار شهریار،سهراب سپهری ،قیصر امین پور، هوشنگ ابتهاج ،فاضل نظری،کاظم بهمنی،امید صباغ نو

[ سه شنبه 19 مرداد 1395 ] [ 07:01 ب.ظ ] [ ♥رَهـــــــآ♥ ] [ نظرات () ]
رگ خواب تو

امید صباغ نو : .
.
.
رگ خواب تو اگر دست دلم می افتاد
قصه ی عشق، فراهم شدنش حتمی بود

بین ما موش دواندند، خودت می دانی
چون که این رابطه محکم شدنش حتمی بود

شک ندارم که اگر پای تو در بین نبود
جنت آ

 

زندگی، بی تو پُر از غم شدنش حتمی بود

با تو امّا غمِ من کم شدنش حتمی بود

همه جا، از همه کس زخمِ زبان می خوردم

این وسط اسمِ تو مرهم شدنش حتمی بود

رگِ خوابِ تو اگر دست دلم می افتاد

قصّه ی عشق، فراهم شدنش حتمی بود

پا به پای من اگر آمده بودی در شهر

این خبر سوژه ی عالم شدنش حتمی بود

بین ما موش دواندند! خودت می دانی

چون که این رابطه محکم شدنش حتمی بود

سیب و قلیان دو سیب و من و تو... در این حال

شخصِ ابلیس هم آدم شدنش حتمی بود!

شک ندارم که اگر پای تو در بین نبود

«جنّت آباد» جهنّم شدنش حتمی بود...


امید صباغ نو

به نظرم شعر قشنگیه امیدوارم شمام دوس داشته باشین


[ چهارشنبه 30 تیر 1395 ] [ 01:20 ب.ظ ] [ ♥رَهـــــــآ♥ ] [ نظرات () ]
تاکی بنالم؟؟تا کجا دلتنگ باشم؟؟؟


عکس و تصویر .. دخترجوﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﻴﮕﻲ ﺷﺎﺧﻢ و ﺑﻪ ﻛﺴﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺎﻛﺴﻲ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﻤﻴﺸﻦ ﻣﻴﮕﻲ اﻭﺳﻜﻮﻝ .... ...


بگذار امشب با خودم یکرنگ باشم

اصلا نیا تا مدتی من هنگ باشم

دیگر نمی خواهم دلم بازیچه باشد

بهتر که احساسی نباشد، سنگ باشم

در کوچه های شهر این مردان نامرد

شاید همان بهتر که کوری لنگ باشم

من با تمام قدرتم با خواهش دل

باید بجنگم، کشته ی این جنگ باشم

تا کی حواسم پیش چشم آدمکهاست؟

بهتر که من هم گیج و مات و منگ باشم

فکرم مشوش می شود وقتی نباشی

تا کی بنالم؟ تا کجا دلتنگ باشم؟

[ سه شنبه 15 تیر 1395 ] [ 03:43 ب.ظ ] [ ♥رَهـــــــآ♥ ] [ نظرات () ]
گم شدم..

گم شدم در گیر و دار آرزو های خودم

 

گم شدم در گیر و دار آرزو های خودم

تا به تنهایی رسیدم باز با پای خودم

 

مثل احساسی که از دلبستگی بیزار بود

من زمستانم گریزانم ز سرمای خودم

 

آتش سوزان عشقم در مسیر سرد باد

می شوم توفان ویرانی فردای خودم

 

قصه نامحرمان بس بود اما پس چرا

می کشم کشتی دزدان را به دریای خودم

 

خورده ام صد بار چوب اشتباهم را ولی

می کنم تایید مرگم را به امضای خودم

 

ادعا کردم که کوهم ریشه دارم در زمین

با نسیمی جابجا گشتم من از جای خودم

 

بس که گریان کرده ام لبخند های شوق را

سیل این دیوانگی آمد به صحرای خودم

 

حمیدرضا نادری

[ سه شنبه 1 تیر 1395 ] [ 12:39 ب.ظ ] [ ♥رَهـــــــآ♥ ] [ نظرات () ]
شروع امتحانات
سلاااااام دوستای خوب وبی


از همتون مچکرم بابت همراهیتون 

چون امتحانا نزدیکه وهممون هم درگیر امتحاناتیم تا یک ماه اینده وب نیستم


به امید موفقیت همگیمون

تا حضور دوبارم تو وب خداحافظ همگی

[ جمعه 7 خرداد 1395 ] [ 01:38 ب.ظ ] [ ♥رَهـــــــآ♥ ] [ نظرات () ]
حیدر بابا


عکس و تصویر من میسازم دنیامو یه نفره

حیدر بابا، دنیا یالان دنیا دی                             سلیماندان، نوحدان قالان دنیا دی

اوغول دوغان، درده سالان دنیا دی                هر کیمسیه هر نه وئریب، الیبدی

افلاطوندان بیر قوری آد قالیبدی                      حیدر بابا، یارــ یولداشلار دوندولر

بیرــ بیر منی چولده قویوب، چوندلر                چشمه لریم، چراغلاریم، سوندولر

یامان یئرده گون دوندی، آخشام اولدی           دنیا منه خرابه­ی شام اولدی !

حیدر بابا ،یولوم سنن کج اولدی                       عمروم کچدی، گلممه دیم گج اولدی

هئچ بیلمه دیم گوزللرون نج اولدی                   بیلمزدیم دنگه لروار، دونوم وار

                        ایتگین لیک وار، آیرلیق وار، ئولوم وار 

[ چهارشنبه 5 خرداد 1395 ] [ 10:58 ب.ظ ] [ ♥رَهـــــــآ♥ ] [ نظرات () ]
شب وسکوت
من بی تو وتقویم تاریکم
هردو گمیم در این شب سنگی

دیوانه  من محتاج آغوشم
نزدیک تر شو با چه می جنگی ؟

این شعر یعنی روی تکرارم
تکرار ننگین نفس هایم

آواره ی بی خانه ای گشتم
محکوم آزاد قفس هایم
 
اینجا گل احساس پرپر شد
من ماندم و دنیای سر خورده

بر دار عشق از حرف حق گفتن
یعنی که قلبی سخت پژمرده

 شطرنج را شاه اخرش تنهاست
سرباز ها بیرون زمیدانند

آنها که با تنها زنی بردند
خود را چرا پیروز می دانند؟؟

پیروزی یعنی پشته تو گرم است
به این که عشقی در دلت داری

عاشق که باشی فکر یاری و
مجبوری از خود چشم برداری

چشم بردار از این ندیدن ها
از پیچ و تابه شهر آشفته

از این زن تنها و مغرورت
مردانگی هایه به شب خفته 

این تُنگ تَنگ تلخ تنهایی
ماهیه  امید دلم را کشت

هر روز این افکار بی پرده
خنجر به جانم می زند از پشت

پرت پریدن های بی بالم
مردن به دستور خود آزاری

از پنجره ترسی ندارم من
می ترسم از  دنیایه بازاری

این شعرو بیداری، سکوت وشب
تسیلم کاغذ ،جوهرم کرده

در امتداد کوچه ی اندوه
در گنجه ی  غم گوهرم کرده

من فکر می کردم که می آیی
یک روز تا از خودم برم داری

آرامشی باشی که طوفان را بلرزاند
طوفان شوی ارامشم را بی خطر داری

از حکم ابطال خیال من
سودی به جز تبعید من بردی؟

اصلا چرا غمگین  شوی وقتی
خود را ز تیعیدم در آوردی

اتریش قلبم را به اتش می کشی بانو
با ارتش ناز لب سخت  

چین باشی یا آلمان ملالی نیست
من را بکش دیگر نده فرصت


فرصت برایه من پر از تردید
ترس از هجومه بی تو بودنهاست

شلیک کن اینجا هدف گیری
زیبا ترین اخلاق آدمهاست

دیگر نمی خواهم که چشمانم
رنگ سیاه  نور را بینند

آنها که خود رنگیست دنیاشان
از باغ من گیلاس می چینند

گیلاس های باغ اشعارم
از چشم هایت قطره می گیرند

هر قطره کز پلک تو می افتد
در مستی عشق تو می میرند

هم رویشم را تو سبب گشتی
هم ریزشم را برف و کورانی

در کوله ی من کوله بار توست
ای گرم بانوی زمستانی

 من در خودم من من درتو یخ بستم
در انجماد عشق ترک خوردم

در زیر باران شلوغی ها
یک چتر تنهایی یدک بردم


دوستای گلم 

مرسی بابت کامنتای زیباتون

سرفرصت جبران میکنم خوشحال میشم نظرتون رو درمورد این شعر بدونم

[ دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 ] [ 12:20 ق.ظ ] [ ♥رَهـــــــآ♥ ] [ نظرات () ]
حرف چند سالم
اینکه از حالم دارم مینویسم حقیقتش برای خودم عجیبه

تصمیم داشتم‌درس بخونم که یهو دلم خواست بنویسم

وقتی این حس به سراغم میاد  نمیتونم لحظه ای مکث کنم

یا شروع میکنم به تایپ کردن یا اینکه  دفترمو باز‌میکنم ومینویسم

بعد از تموم شدن نوشتم ی نفس عمیق میکشم وحالم خوب میشه

اینکه بهو حس نوشتن پیدا کردم  درصورتی که نمیدونم چی بنویسم برای خودمم عژیبه

شاید تو این حال نوشت حرف دل چند سالمو بنویسم بهتره

من همینم

از اغاز تولدم همین بودم

همین شکلی تربیت شدم

همین شکلی رفتم مدرسه

همین شکلی رفتم دانشگاه

همین شکلی زندگی میکنم تا بمیرم

رفتارمو تغییر نمیدم از محبتم کاسته نمیشه

جواب های رو هوی نمیدم به جاش سکوت میکنم

دلیلش اینکه نمبخوام دنیای خودمو خراب کنم

برای خودم ارزش قائلم

کسی که داد میزنه ی روز میون دادش سکوت میکنه تو سکوتش به نتیجه ای میرسه که خیلی دیره

ما ادما چرا میخوایم عین هم شیم؟؟؟؟؟

چرا باید بهم دیگه محبت نکنیم که طرف مقابلمون به اصطلاح پررو نشه

شاید به همون محبتمون نیاز داشته باشه ومحبتمون منشا خیر شه

اگر ی نفر نمک نشناسی کرد خودش ضربه میبینه

وقتی شرمنده میشه

وقتی ی روزی ی جایی دلش‌خواست ی تماس ساده بگیره حرف بزنه اما روش نشد خودش ضربه میبینه

چرا ما ادما باید به اطرافیانمون فرصت ندیدم

چرا باید حجم سنگینی بد شدن رو رو دوشمون بکشیم که ی  وقت ضربه نخوریم

چرا حس میکنیم اگه بد بشیم اوضاع بهتر میشه

چرا باید یرای حس ارامش خودمون هم شده بد شدنمونو نمیذاریم کنار

باورم اینه وتجربه کردم محبت کردن بد نیست برای کسی که محبت میکنه منشا خیره هر دو حالتش

کسی که محبت میکنه برای ارامشی که ی فرد نمک نشناس نداره همچین کاری میکنه

پس محبتش رو واژه هایی که خودتون صدا میزنید اشتباه نگیرین

محبت اون برای ارامش خودش وبس

پاداش محبت ارامشه مگه نه؟؟!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوست جونیا شرمنده حال نوشتم طولانی بود

ممنون از محبت تک تکتون

[ جمعه 24 اردیبهشت 1395 ] [ 04:07 ب.ظ ] [ ♥رَهـــــــآ♥ ] [ نظرات () ]
سال دیگه جشنمون کنارهم...
عکس و تصویر من و دوست جون جونیم

دل من دیر زمانی است که می پندارد:

((دوستی )) نیز گلی است ،

مثل نیلوفر و ناز ،

ساقه ترد ظریفی دارد.

بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد

جان این ساقه ی  نازک را

-  دانسته-

بیازارد!

در زمینی که ضمیر من و توست ،

از نخستین دیدار ،

هر سخن ، هر رفتار ،

دانه هایی است که می افشانیم.

برگ و باری است که می رویانیم

آب و خورشید و نسیمش ((مهر))است

گر بدانگونه که بایست به بار آید ،

زندگی را به دل انگیزترین چهره بیاراید.

آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف ،

که تمنای وجودت همه او باشد و بس.

بی نیازت سازد ، از همه چیز و همه کس.

زندگی ، گرمی دل های به هم پیوسته ست

تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست.

در ضمیرت اگر این گل ندمیده است هنوز ،

عطر جان پرور عشق

گر به صحرای نهادت نوزیده است هنوز

دانه ها را باید از نو کاشت.

آب و خورشید و نسیمش را از مایه ی جان

خرج می باید کرد.

رنج می باید برد.

دوست می باید داشت!

با نگاهی که در آن شوق برآرد فریاد

با سلامی که در آن نور ببارد لبخند

دست یکدیگر را

بفشاریم به مهر

جام دل هامان را

مالامال از یاری ، غمخواری

بسپاریم به هم

بسراییم به آواز بلند:

- شادی روی تو !

ای دیده به دیدار تو شاد

باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست

تازه ،عطر افشان

گلباران باد

عکس و تصویر سلام دوستان عصر همه بخیر‌. اینم چالش دستخط من با موضوع دوست خوب به سفارش ...

۱۸ اردیبهشت ۱۱ همین سالگرد دوستی صادقانمون مبارک


به امید۱۲ همین سالی که کنارهم این روز رو جشن میگیرم


سما جووووووووونم خیلی  دوست دارم


امضا~جان شیرین

[ سه شنبه 14 اردیبهشت 1395 ] [ 08:40 ب.ظ ] [ ♥رَهـــــــآ♥ ] [ نظرات () ]
دلم گرفته
نمیدونم اغاز نوشتمو چطور شروع کنم چی بگم

با چه جمله ای تموم کنم

گاهی واقعن انقدر اذییت میشی دوس داری بری که بری

کجاش معلوم نیست فقط جایی نباشی که سادگی هات رو پیچیده میکنن

دلم گرفته از ادما از همه کسایی که بازیگری میکنن

ازهمه اونایی که ادعای رفاقت میکنن

تو این دنیا هرچه قدر ساده باشی پیچیده تر جلوت میدن

هرچه قدر محبت کنی  با نامهربونی تلاقی میکنن

وقتی خودتو برای ناراحتی و....اماده میکنی با سلاح های اماده به سراغت میان

کاش ما ادما با این همه ادعای روشنفکری این همه ادعای روان شناسی

۵ مین برای شناخت هم وقت میذاشتیم به جای اینکه چند سال سلاح اماده کنیم

تا به وقتش رو کنیم

دوره ی افول بشریت همین الان

تا کی میخوایم با خودمون و ادمای اطرافمون بجنگیم

[ شنبه 11 اردیبهشت 1395 ] [ 10:45 ب.ظ ] [ ♥رَهـــــــآ♥ ] [ نظرات () ]
دوست جونیا ی وبی

سلام دوس جونیا

ازتون مچکرم بابت حضور مهربونتون

شرمنده که فقط ی کامنتتون رو جبران کردم

به همین خاطر کامنتای دیگتون رو تایید نکردم 

حسابی درگیر درس و دانشگام امتحان میان ترما  شروع شده عژیب

دوستای وبی لطف کنید هر کدومتون ی کامنت بذارین

که بیشتر از این شرمنده ی محبتتون نشم

مرسی

فعلن خدانگه دار

[ پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395 ] [ 11:10 ق.ظ ] [ ♥رَهـــــــآ♥ ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب
صفحات وب

کد موزیک الما

قالب وبلاگ